محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

323

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

لمن دخله و هدى لمن ائتمّ به و عذرا لمن انتحله و برهانا لمن تكلّم به و شاهدا لمن خاصم به و فلجا لمن حاجّ به و حاملا لمن حمله و مطيّة لمن أعمله و آية لمن توسّم و جنّة لمن استلأم و علما لمن وعى و حديثا لمن روى و حكما لمن قضى . ( 9 ) » ترجمه سپس قرآن را بر او نازل فرمود : قرآن نورى است كه خاموشى ندارد ، چراغى است كه درخشندگى آن زوال نپذيرد ، دريايى است كه ژرفاى آن درك نشود ، راهى است كه رونده آن گمراه نگردد ، شعله‌اى است كه نور آن تاريك نشود ، جداكننده حق و باطلى است كه درخشش برهانش خاموش نگردد ، بنايى است كه ستون‌هاى آن خراب نشود ، شفادهنده‌اى است كه بيمارىهاى وحشت‌انگيز را بزدايد ، قدرتى است كه ياورانش شكست ندارند ، و حقّى است كه يارىكنندگانش مغلوب نشوند . قرآن ، معدن ايمان و اصل آن است ، چشمه‌هاى دانش و درياهاى علوم است ، سرچشمه عدالت و نهر جارى دل است ، پايه‌هاى اسلام و ستون‌هاى محكم آن است ، نهرهاى جارى زلال حقيقت و سرزمين‌هاى آن است . دريايى است كه تشنگان آن ، آبش را تمام نتوانند كشيد و چشمه‌اى است كه آبش كمى ندارد ، محل برداشت آبى است كه هرچه از آن برگيرند كاهش نمىيابد ، منزلى است كه مسافران راه آن را فراموش نخواهند كرد ، و نشانه‌هايى است كه روندگان از آن غفلت نمىكنند ، كوهسار زيبايى است كه از آن نمىگذرند . خدا قرآن را فرو نشاننده عطش علمى دانشمندان و باران بهارى براى قلب فقيهان و راه گسترده و وسيع ، براى صالحان قرار داده است . قرآن دارويى است كه با آن بيمارى وجود ندارد ،